داستان عشق

زن وشوهر جواني سوار برموتورسيکلت در دل شب مي راندند.
انها از صميم قلب يکديگر را دوست داشتند
.
زن جوان: يواشتر برو من مي ترسم

مرد جوان: نه ، اينجوري خيلي بهتره
!
زن جوان: خواهش مي کنم ، من خيلي ميترسم

مردجوان: خوب، اما اول بايد بگي دوستم داري

زن جوان: دوستت دارم ، حالامي شه يواشتر بروني

مرد جوان: مرا محکم بگير

زن جوان: خوب، حالا مي شه يواشتر بروني؟

مرد جوان: باشه ، به شرط اين که کلاه کاسکت مرا برداري و روي

سرت بذاري، اخه نمي تونم راحت برونم، اذيتم مي کنه

روز بعد روزنامه ها نوشتند

برخورد يک موتورسيکلت با ساختماني حادثه آفريد.در اين سانحه

که بدليل بريدن ترمز موتور سيکلت رخ داد،

يکي از دو سرنشين زنده ماند و ديگري در گذشت
مرد جوان از خالي شدن ترمز آگاهي يافته بود پس بدون اين که زن

جوان را مطلع کند با ترفندي کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت

و خواست براي آخرين بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش

رفت تا او زنده بماند

و اين است عشق واقعي. عشقي زيبا

 

چقدرسخته!

چقدر سخته

چقدر سخته که تو چشمای کسی که تموم عشقت رو ازت دزدید

وبجاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زول بزنی و به جای

 اینکه لبریز کینه و نفرت شی!حس کنی که هنوز هم دوستش داری

 

چقدر سخته که دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر

اوار غرورش همه وجودت لح شده

 

چقدر سخته که تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش

 هیچی به جز سلام نتونی بگی

 

چقدر سخته که وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه

 اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوز هم دوستش داری

 

چقدر سخته که گل ارزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی

و اون وقت اروم زیر لب بگی گل من باغچه نو مبارک

امشب تمام گذشته ام راورق میزنم....

 کسی را که خیلی دوست داری همیشه زود از دستش میدهی 

 پیش از آن که خوب نگاهش کنی مثل پرنده ای زیبا بال می گیرد

 هنوز بعضی از حرف هایت را به او نگفته بودی

 هنوز همه لبخندهای خود را به او نشان نداده بودی

 همیشه این گونه بوده است کسی را که از دیدنش سیر نشده ای

 زود از دنیای تو می رود .

  امشب تمام گذشته ام را ورق زدم :

 پر از لحظه های سیاه ، لحظه های داغ و پرالتهاب بی قراری ، دلتنگی

 افسرده ، خاموشی ، سکوت ، اشک ، سوختن .... چیزی نیافتم .

 دلم به درد می آید وقتی سرنوشت را به نظاره می نشینم

 کاش می شد سرنوشت را با آن روزهای شیرین عجین کرد

 نفرین به بودن وقتی با درد همراه است .

 من از قصه زندگی ام نمی ترسم من از بی تو بودن و به یاد تو زیستن

 و تنها از خاطرات گذشته تعذیه کردن می ترسم .

 زندگی ام در اوج جوانی بین شب و روزهایی است که باید بهترین

 سال های زندگی ام باشد ، چنان به هم گره خورده است

 که منجر به نابودی همه جانبه ام می شود .

 ای کاش می تونستم از دستت فرار کنم

 به چه زبانی بهت بگم ازت بدم میاد تو رو خدا دیگه دنبالم نیا

 دلم هوس لحظه معراج روح را کرده است

 دست تو ، سایه تو همیشه بر سر آدم ها قدرت نمایی می کند

 تا آدم ها خلق میشن تو موجود نفرت انگیز هم به دنیا میای

 دلم می خواهد تمام بغض هایم را جمع کنم

 و با تمام وجود و تمام اشک هایم بگویم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


 

****

love

Love

 

 

If in doubt about your love,

dont continue, till you`ve not

 pondered on it and made certain.

If you continue it, you have to wait

for falling into the pit

 

اگه به عشقت شک کردی...

تا در موردش تحقیق نکردی و به یقین نرسیدی

ادامش نده

اگه ادامش دادی

منتظر افتادن توی چاله هم باش

آخه دالان عشق به اندازه ی کافی تاریک هست

چه برسه بخوای چشاتم ببندی.

 

 

They say 'there`s a hair`s distance

between love and hate'

i know this,so when i was cheated ,

i raised a high stone wall instead of

that hair,so to remain in love forever...

 

میگن بین عشق و تنفر به اندازه ی یه مو

فاصله است

من اینو می دونستم...

واسه همین بود که وقتی بهم نارو زد

جای اون مو یه دیوار سنگی بلند کشیدم

تا همیشه عاشقش بمونم...

 

 

From the moment of entering love

try to empty  your room

from knife, pill,acids and the like.

EVERYTHING FORBIDEN !...

you see, when you`re faced

with treachery,

every one of these items becomes

 as dangerous as a bomb.

 

از موقع ورودت به عشق

سعی کن اتاقت رو از چاقو و اسید و اینجور چیزا

خالی کنی

همه چیز ممنوع....!!!!

آخه موقعی که خیانت می بینی

همه ی این وسایل عین یه بمب اتم خطرناک می شن.

 

 

Every body thinks love and falling in

love is a good thing.

it may be so,

but someone who has tasted the

deadly taste of separation ,

would never dare to test love

even for a laugh...

 

همه فکر می کنن عشق و عاشقی

خیلی چیز خوبیه

شایدم این طوری باشه

اما اگه کسی طعم مرگ آلود جدایی رو چشیده باشه

هیچ وقت حاضر نمی شه عشقو امتحان کنه

حتی برای خنده...

 

یکی بهش تک زنگ بزنه!

یکی بهش زنگ بزنه بگه هنوز تو فکرشم،

بگه هنوز مثل قدیم، ناز نگاشو میکشم
یکی بهش زنگ بزنه بگه که میمیرم براش،

بگه هـنــوزم عاشـقم، عاشق اون طعم لباش
بهش بگید اگه یه روز نبینمش دق میکنم،

دلـو براش قربونی با دلیل و منطق میکنم
بهش بگید اگه بخواد همیشه عاشق میمونم،

تمام شعرامو براش با اشک و حقحق میخونم
یکی بهش زنگ بزنه بگه هنوز تو فکرشم،

بگه هنوز مثل قدیم، ناز نگاشو میکشم

من بی اون تمومه کارم،

آخه مثل اونو از کجا بیارم


بهش بگید اگه بخواد دنیارو آتیش میزنم،

اونی که عاشق دو تا چشای آبیشه، منم
بهش بگید که همه چیز بهم میریزه وقتی نیست،

اگه نباشه حتی مردن دیگه کار سختی نیست
من بی اون تمومه کارم، آخه مثل اونو از کجا بیارم

عشق ودوستی

دوست همه باش ومعشوق یکی مهرت رابه همه هدیه کن وعشقت رابه یکی